دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
238
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
مستقيما در اختيار شاه قرار مىگرفت و اين براى شاه چيز تازهاى نبود . نواحى وسيعى از مملكت حتى بسيارى از شهرها در دوره ايلخانان به املاك خالصه تبديل شد و در مورد آنها اصطلاح مغولى اينجو و يا عربى - فارسى املاك خالصه به كار مىرفت . پس از زوال امپراتورى ايلخانى ، كاهش چشمگيرى در گستره اراضى خاصه رخ داد . ضعف قدرت مركزى در سرتاسر مناطق پيشين امپراتورى موجب تبديل بخشهاى عظيمى از اراضى خاصه سابق به اراضى ديوانى و يا ملك گرديد . ولى واضح است كه حتى سلسلههاى بعد از مغولان بر مناطقى مسلط شدند كه عوائد مالياتى آنها در اختيار سلطان و منسوبان بلافصل او و يا دربار بود . نمىتوان فرق صورى بين اراضى خاصه و اراضى ديوانى را براى نشان دادن مخالفت بين تشكيلات دربار و دولت ارائه داد . از ويژگيهاى املاك خاصه در قرن نهم / پانزدهم و دهم / شانزدهم اين بود كه ( دستكم از لحاظ نظرى ) سلطه بر آنها به صورت سيورغال و يا تيولهاى بزرگ - مثل مورد اراضى ديوانى - در اختيار افراد متنفذ نبود . بنابراين اراضى خاصه نه فقط منبع مالى هزينههاى شخصى شاه بود ، بلكه در برابر تجزيه اراضى به دست فئودالها - كه در مورد ساير طبقات اراضى متوجه شديم - به گونه موازنه و تعادلى نيز عمل مىكرد . از همين مسأله روشن مىشود كه تقويت سلطنت و قدرت مركزى در زمان صفويان موجب رشد و ميزان اهميت املاك خاصه شده است . گفتنى است كه حتى پيش از دوران شاه عباس اول ، املاك خاصه از « تيولهاى » مختلف نبود . ولى صاحبان اين تيولها از منسوبان نزديك شاه بودند و اين مسأله تطابق كامل با ويژگى سنتى و كهن املاك خاصه داشت . اين مسأله در قرن دهم / شانزدهم به صورت يك مسأله اساسى درآمد ؛ اينها شامل تعدادى از ايالات متمركز بود و در تقابل با حكومتهايى بود كه به گونه تيول ، مثلا به رهبران و سركردگان قزلباش واگذار مىشد . اين ايالات كه كاملا از اراضى سلطنتى بود ، خاصه نام داشت . املاك خاصه كوچكتر در قالب حكومتهاى ديگر قرار داشت كه در اين زمان عموما اصطلاح خالصات ( از نظر ادبى يعنى خارج از دخالت حاكم ) بدانها اطلاق مىشد ؛ اين املاك سلطنتى را نبايد با نهادهاى قرن هشتم / چهاردهم كه باز خالصات ناميده مىشد ( به مطالب بالا رجوع كنيد ) اشتباه كرد . اصلاحات داخلى خزيده شاه عباس اول ( تمركزگرايى ، حذف قزلباشها و استقرار غلامان خاصه ) و افزايش ضروريات دربار ازجمله عواملى بود كه موجب رشد املاك خاصه در زمان سلطنت او شد . اين توسعه و رشد به انحاء مختلف صورت گرفت . مثلا شكايت ساكنان يكى از روستاهاى نطنز درباره رفتار مستبدانه مأموران مالياتى ، بهانه به دست شاه داد تا كل منطقه نطنز را